به گزارش پایگاه خبری جارچی روز، امسال روز شعر و ادبیات آیینی با آغاز ماه محرم همزمان شده و شعر آیینی دوباره به یکی از مهمترین زبانهای روایت عشق و سوگ اهلبیت(ع) تبدیل میشود؛ زبانی که از دل هیئتها و مجالس عزاداری برمیخیزد و گاه به ادبیاتی ماندگار بدل میشود.
در میان شاعران آیینی «استاد محمدجواد شرافت» از چهرههایی است که سالها با شعر و شاعری زیسته و تجربه زیست در فضای هیئت را نیز در شعرهایش منعکس کرده است. او معتقد است شعر آیینی اگر با صدق عاطفی سروده شود، حتی سادهترین نوحهها نیز میتوانند در دل مردم ماندگار شوند.
در گفتوگویی تفصیلی با این شاعر آیینی، از مسیر ورودش به شعر، مرز شعر صادقانه و سفارشی، نسبت شعر آیینی با فضای مجازی و تجربههای شخصی او در سرودن برای اهلبیت(ع) پرسیدهایم.

* آئینیسرایی برای شما یک انتخاب ادبی بود یا یک نیاز قلبی؟
هر دو. شاعر در فضایی که در آن زندگی میکند شکل میگیرد و همان فضا به شعرش رنگ و بو میدهد؛ از قالب و محتوا گرفته تا موسیقی و عاطفه شعر. برای مثل، کودکی و نوجوانی من در هیئتها گذشت و امیدوارم تا پایان عمر هم در حریم اهلبیت(ع) باشم. وقتی سالها با نوحهها و اشعار زندگی میکنید، طبیعی است که گرایش شما به سمت شعر آیینی برود.
در کودکی نوحهها را مینوشتم و زمزمه میکردم و در دهه هفتاد هم نوحههای محمدرضا طاهری را زیاد میخواندم. همین انس کمکم انسان را به سمت شعر میبرد. یادم هست اولین بار برای امام جواد(ع) نوحه نوشتم و یکی از دوستان شاعر گفت خیلی خوب شده است. از همانجا مسیر جدی شعر برای من شروع شد.
البته گاهی عاشقانه، اجتماعی یا طنز هم مینویسم، اما اولویت من شعر آیینی است؛ چون فکر میکنم هر کسی در محافل اهلبیت(ع) سهمی دارد و سهم ما شاعران همین کلمات است.
*مرز شعر آیینی صادق با شعر سفارشی مناسبتی کجاست؟
در ادبیات فارسی خیلی از شاهکارها به سفارش سروده شدهاند؛ برای پادشاهان یا بزرگان. بنابراین اصل سفارش بد نیست. مهم این است که شاعر هنگام سرودن صادق باشد. من نمیتوانم درباره موضوعی که به آن ایمان ندارم شعر بگویم، چون بر دل مخاطب هم نمینشیند.
گاهی سفارش یک کنگره یا محفل است؛ مثلاً درباره شخصیتی تاریخی که شاید قبلاً با او انس نداشتهایم؛ در چنین مواقعی شاعر باید با تحقیق و علاقه به موضوع نزدیک شود و با صدق عاطفی شعر بگوید. اما اگر سفارشی باشد که شاعر هیچ اعتقادی به آن ندارد، آن شعر معمولاً ماندگار نمیشود.
*امروز برای دیده شدن شعر آیینی باید بهتر نوشت یا بهتر در فضای مجازی خود را معرفی کرد؟
در زمانۀ ما امکان دارد شعری با عیار ادبی پایین، به خاطر فضای مجازی خیلی دیده شود. از طرف دیگر ممکن است شعر بسیار خوبی سروده شود اما چون شاعر از این ظرفیت استفاده نکرده، دیده نشود.
به نظرم راه سومی هم وجود دارد: شاعر میتواند در عین حفظ کیفیت شعر، از ظرفیتهای فضای مجازی استفاده کند. بهانه اینکه فضای مجازی آسیب دارد نباید باعث شود شاعر از این رسانه فاصله بگیرد. نمونههای موفق هم داریم؛ شاعرانی که شعرشان را با کیفیت بالا حفظ کردهاند و در عین حال در فضای مجازی هم مخاطب گستردهای دارند.
*آیا شعرهایی که برای شور گرفتن در هیئتها سروده میشود ماندگار و اثربخش هستند؟
ماندگاری شعر همیشه قابل پیشبینی نیست. گاهی شعری که شاعر خیلی روی آن حساب نکرده، ماندگار میشود و گاهی برعکس. اگر شعر «آن» و جان داشته باشد ممکن است فراگیر شود.
برای خودم پیش آمده که در حال و هوای خاصی نوشتم:
«گرفتارم گرفتارم ابالفضل
گره افتاده در کارم ابالفضل
دعایی کن دوباره چند وقتیست
هوای کربلا دارم ابالفضل»
شاید از نظر ادبی شعر پیچیدهای نباشد، اما وقتی میخوانم بغض میکنم و دیدهام در جلسه هم اثر میگذارد. البته این دلیل نمیشود که شاعر کمکاری کند؛ باید تمام توانش را به کار بگیرد و باقی را به عنایت اهلبیت(ع) واگذار کند.
*آیا برای شما پیش آمده وسط سرودن شعر دچار انسداد خلاقیت شوید؟
خیلی وقتها پیش میآید که یک مصرع خوب به ذهن میرسد اما ادامه آن نوشته نمیشود؛ گاهی باید زمان بگذرد تا شعر کامل شود. بسیاری از شاعران دفترهایی پر از تکبیتها و شعرهای نیمهتمام دارند که منتظر حال و هوای مناسب هستند. شعر را نمیشود تصنعی جمع کرد؛ باید زمان داد تا شکل نهایی خودش را پیدا کند.
*کدام واژه در شعر آیینی برای شما سنگینتر از بقیه است؟
برای من روضه قتلگاه و گودال چنین حسی دارد؛ احساس میکنم ورود به آن حریم نیازمند انس عمیق و حال خاصی است. هنوز جرأت نکردهام وارد آن فضا شوم.
همچنین برای امیرالمؤمنین(ع) شعر گفتن برایم بسیار دشوار است. حس میکنم هنوز آن انس عاشقانه و صمیمی که باید داشته باشم نصیبم نشده است.
*اگر محتشم کاشانی که امروز روز بزرگداشت اوست؛ زنده بود و یک صفحه اینستاگرام با یک میلیون دنبالکننده داشت چه میکرد؟
به نظرم محتشم هم از ظرفیتهای زمانه خودش استفاده میکرد. در زمان خودِ او هم اشعارش به شکل کتیبه در شهرها نصب میشد و منتشر میشد. اگر امروز هم بود احتمالاً از رسانههای جدید استفاده میکرد؛ البته اینکه چقدر و چگونه استفاده کند بستگی به شخصیت خودش داشت.
*آیا پیش آمده شعری بگویید که مشخص نباشد برای معشوق زمینی است یا آسمانی؟
بله، این اتفاق زیاد میافتد. گاهی شعری عاشقانه نوشته میشود اما بعد میبینید افقش بالاتر از یک رابطه زمینی است. حتی برای من پیش آمده شعری که عاشقانه نوشته بودم بعدها در مجالس مناجات خوانده شده است.
عشق گاهی مرز مشخصی ندارد و میتواند طیفهای مختلفی از معنا را در بر بگیرد.
*اگر با یکی از شخصیتهای تاریخ که دربارهاش شعر گفتهاید در یک کافه بنشینید، اولین جمله شما چه خواهد بود؟
شخصیتی که برایم خیلی جذاب است حضرت خضر(ع) است؛ چون عمر طولانی داشته و حوادث تاریخی زیادی را دیده است. اگر قرار باشد با او قرار بگذارم، ترجیح میدهم در حرم حضرت معصومه(س) باشد. اولین جملهام هم این است: «خب، تعریف کنید چه خبر؟»
چون ایشان به اندازه تاریخ حرف برای گفتن دارند.
شعر آیینی در فرهنگ شیعه همواره پیوندی عمیق با هیئت و مجالس عزاداری داشته است؛ جایی که کلمات شاعر از دل تجربه زیسته برمیآید و با عاطفه جمعی پیوند میخورد.
تجربه شاعرانی مانند استاد شرافت نشان میدهد آنچه بیش از هر چیز به شعر آیینی جان میدهد، صدق عاطفه و زیستن در فضای عشق به اهلبیت(ع) است؛ همان چیزی که میتواند سادهترین نوحهها را نیز در حافظه جمعی مردم ماندگار کند.

